محمد رضا نصيرى

31

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

ديده اهل نظر چهره‌گشاى صورت صدق اين گفتار است كه ، گاهى چهره آفتاب منير از اجتماع در عقده تقاطع منطقين ، گاهى در نقار كسوف و گاهى بدر مستتير از حيلوله ارض در غبار خسوف و مستور و مخسوف و به قليل زمانى كشف حجاب رفع نقار احتجاج از چهره آفتاب تابان و بدر فروزان شده ، روشنى بخش ديده عالميان مىگردند . فلا محال اگر در ازمنه - سالفه و عهود سابقه چند روزى به حكم حكيم قديم و مهندس « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » « 19 » چهره آيينه دين مبين به توسط مرده مخالفين در غبار نقار و روزگار فروغ فروغ ملت مستبين در بعضى از ممالك ايران زمين تيره و تار مىبوده باشد ، حمد الله ثم حمد الله كه از فيض گسترى عنايات ربانى و تجلى اشراقات سبحانى و حسن وفاق و ظهور اتفاق اعليحضرت خاقانى وارث سرير خلافت عثمانى امروز ساحت كون مكان و فضاى اقاليم جهان از تابش مهر جهانتاب نشر ملت احمدى و بسط بساط شريعت محمدى غرا و ملت بيضا منور و مزين است . شكر اين نعمت عظمى و موهبت كبرى سالكان طريقت و يكرنگان حقيقت و يكجهتان شريعت و اخوان ايمانى اهل سنت و جماعت را يوما فيوما در كار بلكه تهنيت اين موهبت عام و مبارك باد . اين دولت خير انجام عرض اخلاص و اختصاص اين دوستى شعار به آن شهريار نامدار لايق و سزاوار مىنمود . لاجرم چنانچه قبل از اين در نامهء نامى و صحيفهء گرامى مستقر بودن ارسال رسل و رسايل به ورود سفرا صداقت حاصل رقم نگار كلك منشيان عطارد آثار آن دربار شده بود . بناء عليه در اين اوان سعادت اقتران كه ابواب فتوحات دينى و دنيوى بر چهرهء مقصود و مراد منتسبان اين دولت خداداد او ابدى بنياد باد . و اسباب كامرانى در تقويت دين مبين و حمايت ملت مستبين خداى راست به نهجى كه در احدى از مشارطات سنور مسطور و از طرفين قرارداد آن در ضمن عقد مصالحه منظور و ان شاء الله تعالى الى يوم النشور بر دوام خواهد بود . در اين وقت تربيت يافته رسوم آداب سفارت و شايسته قوانين حجاب محمد خان ملقب به نامدار خان « 20 » بگلر بيگى فارس به تقريب ايصال نامه مخالصت اشتمال با يك زنجير فيل كه دليل غرايب صنع رب جليل است و انموزجى از امتعه كشور الفت و خلت با عده

--> ( 19 ) - « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » ( ذيل سه آيه از قرآن : ( انعام 6 / 96 ، يس 36 / 38 ، فصّلت 41 / 12 ) . ( 20 ) - محمد خان بلوچ حاكم شيراز در ذى الجمعه 1140 ( ژوئن 1727 روانه استانبول شد . و در محرم 1141 / 19 اكتبر 1727 با داماد ابراهيم پادشاه ، صدر اعظم عثمانى ، ملاقات نمود Ismail Hakki Uzun . Carsili : Osmanli Tarihi , 4 , 186 .